خرید بک لینک

میخواهم بگویم؛
فقر همه جا سر میکشد …
فقر، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …
فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…
فقر، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …
فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی مینشیند …
فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …
فقر، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …
فقر، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …
فقر، همه جا سر میکشد …

فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست …
فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …

" دکتر علی شریعتی "

برچسب: اندکی,تامل,دکتر,شریعتی, نویسنده: سارا زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 14:08

صفحه بندی